تبلیغات
مروری بر آثار بهرام بیضائی - عمو سیبیلو شوت کن بیاد
پنجشنبه 5 آذر 1388

عمو سیبیلو شوت کن بیاد

   نوشته شده توسط: وحید سپهر راد    

شاید نوشتن از اولین فیلم  کوتاه بهرام بیضائی کمی دشوار باشد چراکه  بیضایی فیلم سازی است که تاریخ این سرزمین را با آداب و رسوم آن را می شناسد و با نگاهی مدرن به آن می پردازد 

  اما جستجوی ردپای فکری بیضائی جوان  از همان فیلم اولش قابل درک است

عمو سیبیلو 

1-در تحلیل  فیلم عمو سیبیلو اولین چیزی که به چشم می خورد  تیتراژ فیلم است .

 عمو سیبیلو که برخلاف ظاهر ساده و تا حدودی طنز آمیزش  پیرمردی است که به هیچ تیپی نمی خورد. عمو سیبیلوکارمند یا کاسب یا رییس و .... نیست او مانند افرادی  که اصطلاحا  خط کشی شده و اتو خورده اند می ماند او در اول هر صبح ابتدا ریش می تراشد ،موهای اضافی سبیل و گوشه های گوش را می گیرد و شیک ومرتب در نهایت ساعتش را تنظیم می کنندتا در هماهنگی ریتم وآهنگ فیلم  به سر کاری برود ولی پیر مرد کاری نداردواینجا تیتراژشروع فیلم  تمام می شود و تماشاگر در انتظار حرکت عمو سیبیلو به سمت محل کارش می ماند   عمو سیبیلو اداره ای برای رفتن ندارد او در عادتی گنگ و دور می زید و  اولین سکانس زندگی هنری  بهرام بیضایی خلق می شود.

 

2-کم کم وقتی به داخل فیلم سرک می کشیم تئاتری بودن برخی نماها و پلان های فیلم که بعضا شاید چندان بجا هم نباشندرخ می کشدوامضای بیضائی را در فیلم یدک می کشد . از آنجمله صحنه پاره کردن توپ توسط عموسیبیلو  با چاقو که کمی توی ذوق میزند اگرچه از نگاهی دیگر این پلان را می توان به نوعی اعلام جنگ،جنگ به شیوه بیضائی توسط عموسیبیلو بیان کرد به خصوص حرکاتی که در فضایی تتاتر گونه با چاقو انجام می گیرد.ودرطول فیلم شاهد تکراراین میزانس ها هستیم 

 

   3-طراحی و چیدمان لوازمات زندگی عمو سیبیلو حکایت کننده شخصیت عمو سیبیلو  است  که خودنمائی می کند خصوصا میزانسن چیدمان اتاق شخصی عمو سیبیلو که در تغییر حالات وی انگار با تماشاگر حرف می زنند گاهی عموسیبیلو را تائید و گاها نفی اش می کنند از تلفن سیاه مورد علاقه بیضائی در اول فیلم که روی میزی است که کارتهای پاسور به منظور فال روی میز چیده شده اند ،گرفته  تا قاب کهنه عکس عروسی   روی دیوار که چند جا از آن به دقت استفاده می شود ،رادیوئی که مشغول خواندن تصنیفی است و وقتی عمو با مشت روی آن می کوبد صدائی شبیه فریاد دلخراش زنی را می شنویم فضای تهدید و نا امنی راایجاد می کند

4- پستچی که دوربین هم انگار امیدوارانه او را دنبال می کند تا شاید نامه ای برای پیرمرد بیاورداما فقط از جلوی خانه اش رد میشود تا عدم ارتباط عمو سیبیلو را با دنیای شلوغ بیرون و یا شاید تنهائیش را رو نمائی کند و تنها ارتباط او تلفن زدن  فرزندش است

5- حتی سیبیل عمو سیبیلو هم به شدت مشغول انجام وظیفه در میزانسن است در فرهنگ این سرزمین مرد اعتبار ومنزلتش   در گرو سیبیل است و این موضوع مورد توجه خود فیلم ساز نیز هست  

6-از سوی دیگر فضای بیرون خانه عمو سیبیلو هم میزانسن خاص خود را دارد ومفهوم پرت آباد را می شود درک کرد خانه ی دور از همه خارج شهر. و  بچه هائی که لباسها وشورتکهایشان وقتی مشغول بازی هستند یا سفید است یا سیاه و یا راه راه سیاه و سفید.

7-اما به نظر من نقطه عطف فیلم آمدن بچه ها به زمین سنگلاخی فوتبال  برای مسابقه دادن است که به گونه ای چیدمان   شده که  شباهت به تظاهرات اعتراض آمیزدارد ،خصوصا با پرچمهائی که در دست دارند(میزانسن تئاتری) ماسکهائی که بعضی از بچه ها بر صورت زنده اند(میزانسن تئاتری ) تک برش هائی به ماسکهای بچه ها : شامل ماسک یک کابوی امریکائی و ماسکی از غولی که بی شباهت به غولهای شاهنامه و شاید هم یک سرباز مغول باشد و همچنین یک ماسک اسکلت که انگار همگی برای تصاحب آرامش عموسیبیلو  آمده اند و تمام این ها در قالب بازی   فوتبال می باشد و عمو سیبیلو تنها دشمن این کار زار است . تک برش به پرچم" تیم اتم برنده میشه" همه و همه بیش از یک بازی ساده فوتبال را حکایت می کند  بدلایل بالا به  نگاه من چیزی فراتر را می خواهد گارگردان بگوید

8-بازی شروع می شود و عمو سیبیلو مشغول خواندن کتابی قدیمی با عبا و کلاه مشهدی بر سر که با کمی شک می توان گفت مشغول خواندن قرآن است دو  گروه توسط حصاری از هم جدا هستندعمو سیبیلو در حال مطالعه و بچه ها در حال بازی فوتبال وبه ناگاه توپ این مرز را می شکند  توپی که شوت می شود و شیشه اتاق عموسیبیلو شکسته می شود و عمو سیبیلو با  همان عبا و عصا و  چاقوی در دست  بدنبال بچه هاست وبچه ها  پا به فرار می گذارند و در همین حال بچه ای که از بالای دیوار قصد گریز دارد می افتد ومجروح و بیهوش روی دست بچه ها از پشت دیوار بیرون آورده می شودو عمو سیبیلو با چاقوی در دست خود را مسبب  میبیند و چاقو را می اندازد.دشمنانی که با هم بیگانه اند.    

9-به موازات چارچوب فیلم کوتاه ،تصویری از پشیمانی عموسیبیلو را نداریم اگرچه در فیلم نماهای دیگری هست که می شد نباشد اما وقتی عموسیبیلو در بیمارستان به دیدن پسرک مجروح  می رود حتی با دسته گلی که در سطل راهروی بیمارستان می یابد در می یابیم که گویا در شخصیت عموسیبیلو   تغییری حاصل شده است اوبه صدای بچه ها عادت کرده و دلتنگشان شده است. 

10-و نهایتا وقتی عمو با دو بسته بزرگ خرید به خانه بر می گردد و در میان هیاهوی دوباره بچه ها توپ جلوی پایش می افتد بچه ها همه یکصدا " عمو سبیلو شوت کن بیاد"را می خوانند و وقتی عموسیبیلو  بسته های خرید را از جلوی صورتش کنار می برد بچه ها می بینند که عموسبیل هایش را از ته زده و اینجاست که یکصدا فریاد می کشند:

"عمو بی سبیل شوت کن بیاد"

11-در نهایت بد نیست که نگاهی هم به حضور زن در این فیلم با توجه به نگاه خاص بیضائی به زن داشته باشیم   دو پلان در فیلم داریم یکی وقتی که پسر ها فوتبال   بازی می کنند و زنی که چهره اش را نمی بینیم ( و نباید هم ببینیم)  درهمان  نما  دودختر   کم سن وسال در انزوای معنا دار مشغول تماشای شادی  پسرها هستند  و دیگری جائی است که وقتی عموسیبیلو  توپ بچه ها را را با چاقو می درد در نمائی از پشت زنی را می بینیم که فریاد کودکش را که سر بر شانه مادر گذاشته آرام می کندبه نظر میر سد زن  فیلم عمو سیبیلو نمایشی قدرتمند ندارد.

12-نکته آخر اینکه یکی از سکانس های زیبای فیلم وقتی است که عموسیبیلو روی پشت بام صندلیش را رو به شهر گذاشته و مطالعه می کند اما هیاهوی شهر را نمی پسندد و صندلیش را بر می گرداند و پشت به شهر پر ازدحام و رو به دشت خالی دوباره مشغول مطالعه می شود این روی گردانی از شهر و دغدغه های شهری مسبب آسایش او نیست زیرا  که ناگهان از روبرویش مقوای بزرگی که توسط بچه ها کشیده شده بالا می آید رو به رو می شود که روی مقوا عکس یک "عینک" که نمادی از منظر دید به دنیاست کشیده شده و یک "سیبیل" که نمادی از شخصیت بیرونی عمو سیبیلو می باشد

عینک و سبیل هر دو نمادهائی از شخصیت درونی و بیرونی عموسیبیلو  هستند که به رخش کشیده میشود.



Player will show here