تبلیغات
مروری بر آثار بهرام بیضائی - آهو،سلندر،طلحک و دیگران
دوشنبه 16 فروردین 1389

آهو،سلندر،طلحک و دیگران

   نوشته شده توسط: وحید سپهر راد    

 

به بهانه نوروز

آهو ،سلندر،طلحک ودیگران

فیلم نامه" آهو، سلندر،طلحک ودیگران" سه داستان مجزا از هم است که در یک مجموعه گرد هم آمده است و در سال 1349 توسط بهرام بیضایی نوشته شده است .

سومین داستان این مجموعه (طلحک و دیگران)بر اساس رسم قدیمی  و باستانی ایرانیان استوار است و به جشن میر نوروزی بر میگردد.   این رسم هنوز  در بعضی از روستاها و شهرها اجرا می شود. در اواخر اسفند مردم شهر یک نفر را به عنوان آقا و حاکم دروغی انتخاب کرده و بر اساس رفتار مشابه به حاکمان،واکنش نشان میدهد که با کمی طنز، روز شاد و مفرهی را در تدارک سال جدید می بینند البته از کارکردهای این جشن علاوه بر شادی و سرور، روحیه نقد و نقادی را در جامعه بالا بردن می باشد .زیرا که میر نوروزی همه را بر اساس متنی که از پیش آماده شده نقد میکند و حتی  برایاشتباهات آنان حکم تعین می کند والبته  نوع رسیدگی او به مشکلات مرم در لباس میر ناراحتی نیز  به همراه داردو به آیینه­ی می ماند که در  آن همه چیز را می­بینیم و نه آن چیزی که دوست داریم.

هر سه داستان این مجموعه با یک صحنه آغاز  میگرد د و با همان نیز پایان مییابد که شناسنامه پیوستگی هر سه داستان در آن می باشد و میتوان نتیجه گرفت که این داستانک ها در یک برهه زمانی رخ داده است ولی از لحاظ منطق داستانی هیچ ارتباطی در  ظاهر به هم ندارند .در حقیقت اشتراک این سه فیلم نامه بجز  صحنه شروع و اتمام سه داستان ، دیگران هستند مردمانی که مسبب این داستانها یند.

صحنه اشتراک داستانها :                                                                       

[تصویر باز میشود :                                        

اجساد ریخته! بیابان؛ پشت دیوار یک شهر.  سکوت.

تصویر بسته میشود.                                        

تصویر باز میشود به:داستان …. ]                     

خلاصه داستان" طلحک ودیگران":                                                                                       

فیلم نامه " طلحک ودیگران" حکایت خانواده ی است که در بیابان سرگردان هستند و گرسنه بی نوا در پی جایی برای استراحت می باشند و گرگان گرسنه در تعقیب آناند که از دور شهری را می بینند و به آن شهر پناه می برند و مردم آن شهراین غریبه ها را بدون هیچ گونه پرسشی  پناه داده و مورد لطف و محبت قرار می دهند طلحک مرد خانواده به همراه همسر و پسر و دخترش مشغول خوردن غذا هستند که متوجه میشوند مردم شهر در تدارک جشنی در اواخر اسفند هستند(میر نوروزی) و در این جشن نمایشی اجرا میشود

ولی برای نقش "میرنوروز" کسی را که بازیگر این نقش باشد را  ندارند. طلحک برای جبران لطف آنان قبول میکند نقش میرنوروز نمایش را بازی کند و با کتابچه ی قدیمی  که دیالوگ ها را در آن نوشته وارد میدان بازی میشود .  طلحک  این نقش را چنان واقعی بازی میکند که در ابتدا موجب شادی و خنده مردم می شود ولی هر چه میگذرد میزان انتقادات و نوع احکامی که میر نوروزی می دهد مردم را  آشفته کرده  و مردم تاب میر نوروزی و انتقادات او را نمی آورند وبه  طلحک و

 خانواده­اش وحشانه هجوم آورده و آنان را از شهر بیرون کرده و آنان برای در امان ماندن  از مردم به گرگ های  بیابان پناه میبرند.                                                 

1-در  فیلم نامه ( طلحک و دیگران) ،علاوه بر داستانی که  رخ میدهد بیضایی  به   آداب و رسوم شهری در حاشیه کویر میپردازد  و با دیدی مردم شناسانه به داستان می نگرد و بدون شک در این  کار نیز موفق بوده است  مانند توصیف  جشن و آداب مردم در برگزاری مراسم میر نوروزی (پارچه های رنگی، صدای سازها ، یکی با ریشی از پوست گوسفند ،تنپوش های مختلف ،چهرک های بازی ، یکی با شاخ های گاو ،یکی با کلاهی از زنگوله ،یکی با صورت دوده مالی،  ......) شهر در تدارک یک جشن است و مردم نیز در تکاپو و شادی هستند. ولی احساس میکنم  بیضایی در تدارک جشن نگاهی هم  بر فرهنگ های دیگر داشته است  (شکمی برهنه که بر آن صورت آدمی کشیده اند )

2-بیشتر  شخصیتها داستان عالی پرداخته شده است ولی در این داستان یک امضای  بیضایی وجود ندارد ،جای زن اسطوره ی در داستان" طلحک و دیگران"  خالی است در حقیقت بیضایی در رسم "میر نوروزی" قبول دارد که همه ی نمایش بر عهده مردان است(حتی بازی بازیگران زن، مردانند که زنپوش می شوند)ولی بیضایی می توانست در شخصیت پردازی همسر و یا دختر طلحک نگاه تو سری خور و خنگ جامعه به زن  را نداشته باشد و کاملا برعکس کارهای قبلی و بعدی  زنان را ناتوان ،ضعیف نشان داده است و پسر طلحک است که دیالوگ های دو پهلو و چالش         برانگیزمی زند.                                                                                       

3-در جشن میر نوروزی ،میر دروغی  یک روز یا چند روز جای دیگران مینشیند و نگاه بالا به پایین به نگاه رو در رو تبدیل می شود و مردم می توانند هر چه می خواهند به فرا دستان بگویند و بخندند. بیضایی بیشتر فرا دستان را به بازی میگیرد (میر غضب،خزانه دار،سپاهی،منجم،ملا،باغ دار،ملاک،قاضی،بازرگان) ولی در داستان بیضایی از نقش حاکم خبری نیست ؟ "خان تاتار"  فقط   از دریچه ی به  نمایش نگاه میکندو کسی او را به  بازی وارد نمی کند؟

4-جملاتی که شخصیت های داستان می گوید هم  بار معنای دارد وهم در شخصیت پردازی نقش کمک می کند ولی بیضایی علاوه بر این به آداب ورسوم مردم نیز اشاره دارد (امسال اگر میر نوروزی نیست،امسال برکت میافتد - به حق چهار عنصر،به عزت هفت کوکب،زمستان را به در کن -من نانشان را خورده ام و تاوانش را میدهم

...)اجرای مراسم  میر نوروزی در باور مردم با "برکت"در  ارتباط است که توسط بیضایی با دقت به آن اشاره شده است.

5-داستان "طلحک و دیگران "در تضادی نوسان دارد ودو سوی این آونگ نوسان ،مردم و مردم اند .در حقیقت آنچه جذابیت این فیلم نامه را دو چندان کرده است در همین نکته می باشد" دیگرانی" که با طلحک و خانواده اش برخورد خوبی دارند و محبت می کنند، احترام قاعلند و مهمان نوازی مخصوص ایرانیان را دارند  و...و مجددا "دیگرانی" که این بار به طلحک دشنام میدهند وحشیانه او را میزنند به دختر و همسر طلحک  تجاوز می کنند و سپس طلحک و خانواده اش را از شهر بیرون می اندازند. این مردم کیستند این گونه دو چهره؟بیضایی به گونه ی ستودنی تضاد شخصیتی در بین تعارفات و احترامات دروغی مردم  را نشانه رفته است.

6-طلحک بیضایی که در نقش میر نوروز قرار است بازی کند بی انگار به گفته های پسر و همسرش در پی جبران لطف مردم است ولی از همان لحظات  اول ضرباهنگ تهدید آشکار می گردد میر نوروز مردم را به محاکمه کشیده است و با حاضر جوابی های که گاها کودکانه است فرا دستان را شرمنده اعمالشان میکند مجلس میر نوروز دنیای وارونه است که آب سر بالا میرود ،دود سرازیر مشود و ...ولی این مجلس زمان دارد و قربانی، که در دانه های تسبیح پیر مرد به آن اشاره زیبایی می شود ولی طلحک بیضایی با همه ی  مردم کاردارد  و این مورد دلخواه مردم نیست(مانند او یک نفر کافی است دو تا که بشود کن فیکون می شود)قاضی نیز که کارش بر اساس عدالت بوده است به سبب شغل اش به حکومت نزدیک است به طرز زیرکانه ی توسط بیضایی به تمسخر گرفته می شود و مردم شاد و خوشحال ا ند ولی نکته ی که داستان "طلحک و دیگران" را از مراسم واقعی میر نوروزی متمایز میدارد نقد تند و صریح بیضایی نسبت به جامعه اش است نه حاکم ونه منجم وملا یا قاضی بلکه طلحک او   همه مردم و آداب و رسوم شان را نقد می کند، هر چند که خوشایند مردم نباشد(مردم مدتهاست که تاب این همه نقد را ندارند) بیضایی نمایش طلحک را به زندگی طلحک تبدیل کرد.

7-در پایان داستان، مردم آیینه میر نوروز را می شکنند زیرا در مقابل واقعیت، مردان نجیب و زنان با آبرو معنای دیگر دارند.(مردمی که مدتهاست خدا نمی خواهند)او  و خانواده اش  خسته و در مانده از شهر میروند این بار طلحک از گرگها فرار نمی کند بلکه با آغوشی باز به سمت آنان میرود.انتهایی که می شد حدس زد.

 

                                                                 وحید سپهرراد  

 


Player will show here